فردایی بهتر

چرا پیوسته می گویی دل شیدا نمی بینم

چرا با ایه های یاس خود دایم پریشانی

وگویی از پس امروز خود فردا نمی بینم

چرا با این همه دریا فقط از قطره می گویی

تلنگر می زنی بر خود که من دریا نمی بینم

چرا با این همه عاشق تواز معشوق بیزاری

ومجنون وار می گویی که من لیلی نمی بینم

  همه زیبا وشیدایند دراین عالم که می بینی

عوض کن رنگ چشمانت نگو زیبا نمی بینم

 *******************************

بشنو ،باور کن

هر انچه را برای دیگران ارزو کنی به خودت باز می گردد.

 

گذشته واینده سارقان زمان هستن، پس رها در لحظه زندگی کنیدوخوب به امروز نگاه کنید.

هر انچه را که ادمی بر زبان می اورد همان رابه سوی خود جذب می کند...

زندگی یک اینه است وما در دیگران بازتاب چهره خودمان را می بینیم .

 

فکر بیماری خود نیز بیماری می اورد.

 

عشق هنری است گمشده ....

حسد بزرگترین دشمن عشق است هرجا تنفر وانزجار هست عشق جایی ندارد .

 

نه هیچ انسانی دشمن توست ونه هیچ انسانی دوست تو،بلکه هر انسانی معلم توست.

 

تنها راهزنی که دار وندار ادمی را به یغما می برد ،اندیشه های منفی خود اوست..

 

دعا هم فرمان است هم تقاضا،هم سپاس هم ستایش،

برای خدا همه چیز ممکن است.

دو گرایش ذهنی سبب از دست دادن می شود،ناسپاسی،وترس از دست دادن.

 

هرچه بیشتر به مشکلاتت اشاره کنی افزونتر می شود...

تنها ان چیز هایی را جذ ب می کنید که بی نهایت به ان می اندیشید .

 ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

زندگی یعنی چه؟

چرا زندگی این شکلیه؟تامیای ازگرمی و لطافتش لذت ببری بادی سهمگین بایه سرمای تقریبا شدید همه چیزو تحت سلطه خودش می گیره وچنان تورو به هم می ریزه که نمی دونی چکار کنی....

چرا زندگی این شکلیه؟تا می خوای از گرمای محبت ودوستی وعشق لذت ببری وبه خودت ببالی یهو همه چیز با یه تلنگردگرگون میشه وپس ازدقایقی تمام خیالات ورویاهات نیست و نابود میشن وتو فقط نظاره می کنی وهیچ کاری از دستت بر نمیاد.

چرازندگی این شکلیه؟

وقتی که ازرنگهای قشنگش می خوای لذت ببری ودنیارو با رنگین کمان زیبایش ببینی، انگار یکی یه قوطی رنگ خاکستری یاسیاه روش میریزه چون همه چیز نیست و نابود میشه....

واقعا چرا زندگی این شکلیه؟

شاید اگه بعضی مواقع به جای سکوت کردن حرف دل زده بشه،به جای اخم کردن یه لبخند جایگزین بشه،به جای کینه ورزیدن قلب بخشنده ای باشه ،هیچ وقت زندگی یه سوال نمی شد ان هم یه سوال بی جواب.

 ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

سم مهلک

یه وقتایی اززندگی خسته وکلافه میشیم،یه لحظه هایی هست که هیچ چیز نمیتونه مارو سرحال کنه،وچنان به هم می ریزیم که کوچکترین عامل مارواز کوره در می بره...

گاهی علت این اشوب مشخصه گاهی ناپیدا،

گاهی چند عامل دست به دست هم میدن تا حالمونو بگیرن وواقعا موفق هم میشن.

اگه به خودمون نیایم سم مهلکی رو به روح وجسممون تزریق می کنیم بدون اینکه خودت بخوای...

همین لحظه ها اگر چه ممکن است کوتاه باشه اما اثرات مخرب  وجبران ناپذیری را به جا خواهند گذاشت وجالب اینجاست که خودمون به این امر اگاهی کامل داریم اما هیچوقت نشده به مقابله با ان بپردازیم.

اگه در این مواقع به سلامتی خودمون بها بدیم وبه جای فکر کردن  به مسایل ازار دهنده ومنفی ،با یه تنفس عمیق ذهن وفکرمان رابه سمت موارد خوب و جالب زندگی هدایت کنیم،به لحظه هایی که در ان سراسر شورو شعف شدیم،وهر خاطره ای که میتونه در ما ایجاد موج مثبت کنه ذهنمان را مشغول کنیم صددرصد به ارامش می رسیم ودیگه کلافه نخواهیم شد....

فکر کردن به نعمت های خدا دادی ،به توانایی هاواستعدادهای کشف نشده،ودر ان واحد شکر گذار ایزد متعال بودن خود عملی است برای رسیدن به ارامش مطلق.

اگراینگونه عمل کنیم هیچوقت ذهنمان درگیر مسایل  ازار دهنده روحی نخواهد شد واوقات بر وفق مرادمان سپری خواهد شد این بهترین حربه برای مقابله با تنش هاست.....

پس این راهکار را اویزه گوش کرده ودرسخت ترین لحظات به زیباترین خاطره فکر کنیدبه طوری که گل لبخند بر لبان قشنگتان نقش ببندد لذتی که دران لحظه عایدتان می شود فراموش نشدنی است....فقط کافی است جهت فکری خویش راتغییر دهید .

                                                                                         ایام به کامتان شیرین باد